ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
335
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
از اينجا معلوم توان داشت كه سفرنامهء ابن بطوطه به نام تحفة النظّار فى غرائب الأمصار و عجائب الأسفار تأليف خود ابن بطوطه نيست ، بلكه ابن جزى روايت او را در قالب مكتوب آورده است ؛ و هنوز قسمتى از كتاب به خطّ نويسنده در كتابخانهء ملى پاريس هست . دربارهء وضع كلى كتاب ، از عبارات ابن جزى كه در اينجا آورديم و از تحليل شخصيّت او به عنوان يك نويسنده ، قضاوت مىتوان كرد ، زيرا ظاهرا وى از ادباى دوران انحطاط بوده ؛ و از آثار او يك سرگذشت شخصى و كتابى دربارهء نسب پيمبر [ ص ] به جا مانده است . 94 تولّد ابن جزى به غرناطه بود ، و به دربار سلطان ابو الحجاج يوسف ، از خاندان بنى نصر ( 1333 - 1354 / 733 - 755 ه . ) ، منصب دبيرى يافت و چون با وى اختلاف پيدا كرد از پيش او برفت تا همان منصب را به دربار سلطان ابو عنان ، كه راه جلب كردن او را دانسته بود ، اشغال كند ، ابن جزى كار خويش را سه ماهه به سر برد و در دسامبر سال 1355 / 756 ه . از « ثبت » كلمات ابن بطوطه فراغت يافت 95 و در فوريّهء سال بعد قالبريزى آن را كامل كرد 96 و پس از آن چندان نماند ، زيرا همان سال درگذشت . 97 بنا بر اين بايد پيوسته وضع تدوين سفرنامه را در نظر داشته باشيم ، و اگر دربارهء ابن بطوطه سختگيرى مىكنيم از ياد نبريم كه بيشتر ملامتها نتيجهء كار ابن جزى تواند بود . اين قصّه بيشتر از همه دربارهء قالب عمومى كتاب صادق است كه حاصل كار ابن جزى است ، و در بسيارى از مواد به هماهنگى و تناسب نياز دارد . از خلال قطعهاى كه اقتباس كرديم ، اسلوب متكلّفانه و تمايل ابن جزى را به سجع و درازنويسى توان شناخت و اين از نشانههاى دوران انحطاط است . خوشبختانه همهء صفحات كتاب به يك سبك نيست و غالبا مطالب با عبارات داستانى و سادهء ابن بطوطه عرضه مىشود ، كه احيانا به زبان گفت و گوى عادى نزديك است و در عين حال از استحكام و پرمايگى و شور و احساس بهرهور است ، و در مقابل آن سبك ابن جزى ثقيل و آميخته به حشو و تكلّف است و پيوسته مىكوشد تا قصّههاى پراكندهء ابن بطوطه را در يك قالب بريزد و به صورت متنى ادبى درآورد . 98 ابن جزى احيانا بدون مناسبت و بىارتباط به موضوع سخن از اشعار شاعران مختلف نقل مىكند ، به اين منظور كه به گفتار ابن بطوطه شورى بيشتر بدهد . به احتمال قوى ابن جزى نيز به روش قديم ، از مطالب مؤلّفان سابق نقل كرده ، اما نامشان را نياورده است ، روا نيست كه ابن بطوطه را به دعوى فضل و معرفت و اطّلاع از كتب متّهم كنيم ، بلكه وى به قصّه علاقه دارد ، امّا ترجيح مىدهد كه آن را با عبارات خودش نقل كند و معلوم نيست نقل قطعات مفصّل ابن جبير ، كه ضمن وصف شام و بلاد عرب بدون اشاره به مؤلّف آمده ، به او مربوط باشد . البتّه ابن جزى غرناطى الاصل اسلوب صيقلى ابن جبير ، هموطن اندلسى خويش ، را خوب مىشناخته زيرا ابن جبير مورد علاقهء مردم غرناطه بوده و عجب نيست اگر خواسته باشد كتاب خود را با قطعاتى از او بيارايد .